بنام یگانه پروردگار متعال
جناب آقای احسان . . . ضمن عرض احترام نسبت به اینکه به اهمیت و صداقت نگاشته های بنده عنایت داشتید و در اندک زمان جوابیه ای صادر فرموده اید ، البته بنده اذعان می دارم در قبال شما که از نویسندگان متبحر اصولگرایان هستید من بیسوادی بیش نیستم ، اما حال در مقام گفتمان توجه شما را به نکات ذیل عطف می دارم . امید است سرمشقی برای تغییر شما مقارن با تغییر همایونی طبیعت باشد .
1- در جواب به «اما برایم زیاد روشن نبود که چرا در فضای روشنفکری ما نباید حق نفس کشیدن داشته باشیم؟ » که شما در بند اول یاد کردید باید عرض کنم ، با کمی مطالعه و تعقل در خواهید یافت حتی در آیین اسلام محمدی نیز حق زندگی از بسیاری از خلایق پروردگار سلب شده است تا چه رسد به فضای روشنفکری ! ! ! اینکه حضرت خضر نوجوانی را با دستان خود بر کام مرگ کشاند حکمتی جز این نداشت که این مخلوق در سنین جوانی منکر توحید بوده و والدین خود را از اطاعت یگانه خدای هستی باز خواهد داشت ، و هزاران و هزار نمونه دیگر از کشتی نوح و فلاکت مخلوقات خدای قادر گرفته تا . . . . پس کمی واقع بین بوده و منطقی فکر کنید چرا که روشنفکری سیاسی ایران از گفتمان اصلاح طلبی عبور کرده است ولی متاسفانه با خلق فضای سیاسی مسموم به دست اشخاصی از قوم و تبار شما مثل محمد رضا باهنر که روزی مدافع حقوق احمدی نژاد بوده و امروز احمدی نژاد را از هرگونه حق اعتراض بی اختیار دانسته و افسار وی را به شورای نگهبان می سپادرد . ما اصلاح طلب ها حداقل با الفبای ادب و احترام آشنا هستیم و این آشنایی امروز وحدتی را خلق کرده که بر سر میز ریاست مصلحت اندیشی به جای رقابت حکمفرماست .
2- در پاسخ به اظهار شما که گفته اید : «در مورد به قدرت رساندن احمدی نژاد توسط عده ای مفت خور استدلالی ارایه نکرده اید پس بنده هم پاسخی نمی دهم » باید معروض باشم آیا استدلالی واضح تر از اینکه یاران (مفت خورها ) احمدی نژاد اینک برای توفیق وی در انتخابات دهم بر هر بام و مجلسی مردم را که اکثریت از سطح سواد نسبت پایینی بر خوردارند با وعده تحقق « مسکن مهر » در دوره آتی ریاست احمدی نژاد به تبلیغ وی می پردازند ، به راستی اگر مسلمانی و اگر لقمه نان حلالی از گلویتان فرو رفته خود قضاوت کنید نام این کار را چه می گذارید ؟ تهدید ؟ تمسخر ؟ . . . ؟
3- در بند سوم اذعان داشتیه اید در غزل و نصب استاندار و شهردار نقشی نداشته اید ، باید عرض کنم با این قسمت از افاذه شما موافقم چون شما در مقامی نیستید که قدرتی در مداخله برای عزل و نصب داشته باشید در این موارد وزیر کشور مسئول امر می باشد که متاسفانه به خاطر اطلاع عمومی از بی درایتی و حتی متقلب و جاعل بودن وزیز کشور ، کردان را که طی روابطی و با وظایفی بر سر میز وزارت کشور نشسته بود با حق سکوتی گرانبها از مقابل پرده عزل کردند و مطابق شات های همیشگی سناریوی عزل و نصب به پشت پرده دعوت کردند تا در زمانی معین متجلی شود . پس سیس !
4- در بیانات شیوا و نفیس خود در بند چهارم عرض داشتید «نمی دانم چرا باید یک انسان مایه شرمساری یک انسان دیگر باشد؟ » باید بگویم : پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد. سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد!
و اما در جواب به جمله شما یعنی اینکه عرض داشتید «اما بنده یاد گرفته ام برای چیزی که از عهده من خارج است شاد و غمین نشوم.» باید بگویم اگر در اقوام و آشنایان دور و یا همسایگانتان عزیز باسوادی داشتید بپرسید بر سردر سازمان ملل کدام شعر را که نماد شرافت ایرانی است نوشته اند ؟ راهنمایی میکنم یک بار دیگر اگر کتابهای دوران ابتدایی را مرور کنید خواهید دید ، مرد نکونام ، سعدی علیه الرحمه فرموده « بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند . . . . . . . » بقیه اش رو خودم نگفتم و خواستم مطالعه ای داشته باشید .
و اما اظهارات بنده حقیر :
الف ) جناب آقای احسان حادثه عظیم عاشورا و ایثاری که حسین و یارانش بپا داشته اند در راه تحقق حق بود ، نمی دانم شما و موجوداتی از تبار شما به کدامین مبلغ و تعرفه از کدامین خزانه دولت حاضر به پایمالی حق می شوید ، به راستی انصاف نیست و همنوعان شما ما انسانها نیز در گرو احقاق حقوق خود هستیم ، به شرافت انسانی خود پایبند باشید و سعی نکنید نسبت به همنوعان خود بی تفاوت و بی رحم باشید .
ب ) دوست عزیز انعکاس مطلب شما به همراه عکسی از شمایل مبارکتان ممکن است نزد نانوای محله شما موجب کرامت شما باشد و نان بدون نوبت بگیرید ، اما ما یاد گرفتیم کاری کنیم پیش خالق یکتا سربلند باشیم و به آیه شریفه قرآن معتقدیم که « ان اکرمکم عند اله اتقاکم » من عزیزانی را در همین خاک تبریز می شناسم که به اندازه روزهای زندگی شما مقالات علمی و کابردی دارند ، به اندازه ساعات تعقل و تدبر شما مقالات isi دارند ولی همچنان بی ادعا.
ج ) سعی کنید همواره در زندگی خود به منشا وجود عمیق فکر کنید ! از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ . . . . . . در این حال مطمئنم نسبت به شرافت انسانی خود وفادار خواهید بود .
د ) صد بار اگر توبه شکستی باز آ
همچنان منتظر جواب شما برای یک گفتمان سالم با انگیزه هدایت و امر به معروف هستم .